قالب وردپرس
خانه / سیاسی / تحلیل های سیاسی / دو انگلیسی که نظریه ی ولایت فقیه را سرشتند

دو انگلیسی که نظریه ی ولایت فقیه را سرشتند

از نظریه ی ولایت فقیه و برپایی یک حکومت اسلامی در ایران از سوی دو انگلیسی، تا اجرایش از سوی کشورهای غربی و اسراییل در سال ۱۳۵۷

Persian Gulf

هر زمانی که سخن از نظریه ی ضد ملی”ولایت فقیه” و طرح ساخت یک “حکومت شیعه ی دوازده امامی” به میان می آید، بی درنگ نام پلشت روح الله مصطفوی (خود را السید روح الله الموسوی الخمینی می نامید [۱]) و نیز سنت شیعه و اسلام در اذهان زنده و بدان و اشاره می شود، ولی کمتر ایرانی است که بداند نظریه ی ضد ایرانی ولایت فقیه (یا ولایت سیاسی فقیه) و تشکیل یک حکومت شیعه ی دوازده امامی که امروز رژیم جمهوری اسلامی نام دارد را، دو انگلیسی در سال ۱۳۴۲ (۱۹۶۴ میلادی) نوشته و السید روح الله الخمینی آن را شش سال پس از انتشارش، به نام خود اعلام، چاپ و پخش کرد !! این دو انگلیسی، خانم “ان لمبتن” و “برنارد لوییس” نام دارند.

میس ان لمبتن

ان  لمبتن (Ann Katharine Swynford Lambton) معروف به “میس لمبتن”، ایران شناش برجسته ی انگلیسی بود که رشته ی کارشناسیش، تاریخ و سیاست ایران معاصر بود. او در سنین جوانی به هموندی در اطلاعات و امنیت بریتانیا درآمد و در وزارت امور خارجه ی بریتانیا سرگرم به کار شد و در میان سال های خدمت، سالیان بسیاری را در اصفهان و تهران به سر برده و به زبان پارسی چیرگی یافت. او در سال ۱۳۳۲ خورشیدی، فرنشین بخش اطلاعات رایزنی [اتحادیه ی] بریتانیا در تهران بود که به خاطر آشنایی کامل با روحیات و خلقیات ایرانیان، که سمت راهبردشناس و مشاور اصلی سازمان سیا در عملیات آژاکس را در زمان محمد مصدق، بر عهده ی او بود. [۲] میس لمبتن به خاطر چیرگیش بر زبان پارسی، مقالات گوناگونی نوشته بود که پس از بازگشتش به بریتانیا در “دانشکده ی پژوهش های خاوری و آفریقایی، دانشگاه لندن” (SOAS) به تدریس زبان پارسی و تاریخ معاصر ایران سرگرم شد. میس لمبتن تا به آن اندازه به روان و درون ایرانیان (psychological insight) آشنایی داشت و می دانست چگونه با آنان بازی کند، که شب ۲۸ امرداد ۱۳۳۲، آنانی که زنده باد مصدق می گفتند، بامداد فردایش، برای مرگ او دست و پا می شکستند !! [۳]

برنارد لوییس

دیگری، برنارد لوییس (Bernard Lewis) که به “پدر تجزیه ی ایران” مشهور است، یک یهودی انگلیسی و استاد رشته ی اسلام شناسی دانشگاه پرینستون و از هموندان برجسته ی گروه بیلدربرگ می باشد. برنارد لوییس، کسی است که در سال ۱۹۷۹ راه تجزیه و نابودی ایران را “ایجاد اغتشاشات و اختلافات قومی و زبانی در ایران که به یک جنگ داخلی منجر شود”، پیشنهاد داده بود. [۴] که از آن روز، کشورهای غربی به یاری رژیم اسلامی حاکم بر کشورمان، در حال اجرای آن می باشند.

 

نظریه ی ولایت فقیه انگلیسی و بر پا سازی جمهوری اسلامی

لمبتن و لوییس در مجله ی پژوهشی دانشگاهی Studia Islamica در سال ۱۹۶۴ میلادی (۱۳۴۲ خورشیدی) نظریه ی “ولایت فقیه” که با ایجاد یک سمت مذهبی سیاسی به نام “ولی فقیه”، همه ی نیروهای مذهبی شیعه را در زیر یک چتر متمرکز ساخته و با این کار، سرانجام یک حکومت اسلامی شیعه ی دوازده امامی را در ایران بر پا می گردد، منتشر ساختند. این دو، در مقاله ی خود می افزایند، با ایجاد چنین حکومتی و “تمایل به استقرار حکومت الله در زمین که با پافشاری نتیجه می دهد، بی گمان سرانجامش یک سکوت سیاسی [تا ظهور مهدی موهوم]، یا انقلاب خشونت بار خواهد بود !!” [۵]

شش سال پس از آن در سال ۱۳۴۸ خورشیدی، السید روح الله الموسوی الخمینی، هر دو نظریه را نخست در سخنرانی خود به دست داده و سپس واژه به واژه به نام خود، چاپ و پخش نمود، بدون‌ آنکه نامی از این دو موجود ببرد:‌

“این ولایت اساس نظم سیاسی دوره ی غیبت را تشکیل می‌ دهد و فقیهان جانشین امام، در اجرای سیاست‌ ها و مسائل حکومتی و سایر امور مربوط به امام معصوم، محسوب می‌ شوند”.

 

ولی فقیه انگلیسی، جمهوری اسلامی انگلیسی

انگلستان به یاری فراماسون ها، فئودال ها و آخوندها [۴] طرح جمهوری اسلامی را در سال ۱۳۴۲ برای ما ایرانیان ریخت که سرانجام به یاری روح الله خمینی، حقوق بگیر دولت انگلستان [۶]، در سال ۱۳۵۷ آن را موفق به پیاده ساختنش کردند، که برخی از بی خردان هنوز می پندارند که “ملت انقلاب کردند” !!

آری عزیزان، هر زمانی که سخن از “ولایت فقیه”، “ولی فقیه” و “جمهوری اسلامی” به میان می آید، که در ۳۹ سال گزشته همچون پتکی سهمناک و مرگبار بر جان و هستی و پیکر ایران و ایرانی فرود آمده است، به یاد داشته باشید، که برای ما ایرانیان، در لندن ساخته و پرداخته و تحفه ی دولت فخیمه است !!

۱ – روح الله خمینی با آنکه نام شناسنامه ای او “روح الله مصطفوی” بود، ولی با افتخار ورزیدن به عرب-تباری خویش، نام خود را با پیشوند عربی “ال-“، “السید روح الله الموسوی الخمینی” امضا میکرد! http://goo.gl/vzvv4W

۵ – Lambton, Ann K. S. “A Reconstruction of the Position of Marja’ al-Taqlid and the Religion Institutions.” Studia Islamica 20 (1964) 115-35

هر سه منبع بالا نقل قول از: سورنپهلو، ش. “آخوند، غرب و صهیونیسم: اتحادیه مثلث شیطانی برای تجزیه ایران” – goo.gl/7SW9wV — کپی آن در فیسبوك: http://goo.gl/NRoRDe

۶ – Robert Dreyfuss, The Hostage to Khomeini, New Benjamin Franklin House (1980), p.88

Facebook Comments

درباره ی داریوش افشار

من داریوش افشار با نام رسمی محمد حکمت افشار، زاده ی​ سال ۶۲ از شیراز هستم. تحصیلات من در مقطع کارشناسی ارشد زیست فناوری است. ۱۴ سال است که وبلاگ نویسی می کنم و هم اکنون دارای ۴ وبلاگ بر روی بلاگر هستم و چندین برگه و گروه روی ف. بوک را اداره می کنم. نویسنده و مترجم آزاد و وبلاگ نویس سیاسی مذهبی هستم که شماری از آثار تکمیل شده را در وبلاگ رسمی خودم برای عرضه گزاشته ام.

3 دیدگاه

  1. تو آدمی که ادعای سواد داری زحمت بکش کتاب خاطرات مستر همفر رو بخون بعد اظهار فضل کن، ضمنا از اون عکس و پرچم بالای وبلاگت معلومه سرت تو کدوم آخوره.

  2. تو که جرات نداری نظرات رو منتشر کنی غلط می کنی نظر خواهی می کنی نوکر جیره خوار ربع پهلوی ، تا کی می خوایی رو شخصیت نداشتت پا بذاری و برا چندر غاز بله قربان گو باشی.

  3. جنابعالی که رشته بیوتکنولوژی خوندی، و همه چیز رو باید بر اساس دلایل عقلی و تسلط کامل بر مطلب قبول یا رد کنی با کدوم استدلال می گویی مهدی موهوم مگه تو تمام ارکان هستی از غیب و شهود و تمام جهان هستی رو گشتی و اثری از ایشون پیدا نکردی و اینطور قاطعانه اظهار نظر می کنی، کمی خرد داشته باشی و بدون غرض فکر کنی می بینی که خیلی چیزها در جهان است که شما نمی دانی یا نمی شناسی پس ندیدن شما دلیل نبودن آن نیست، همچنانکه ندیدن درد نشانه نبودن آن نیست.بعد هم این چه حکومت انگلیسیه که در همان بدو پیدایش تمام جنایتکاران شرق و غرب از جمله انگلیس خبیث دست به دست هم میدن که از ریشه درش بیارن و الان بعد از چهل سال هنوزم ولکن نیستند.

درج نظرات

error: محتویات سایت برای جلوگیری از سرقت خبری تحت حفاظت می باشد
?>