قالب وردپرس
خانه / اجتماعی و تاریخی / تحلیل های اجتماعی و تاریخی / خاطره ای از سفارت سوئد در تهرا

خاطره ای از سفارت سوئد در تهرا

 

سال ۱۳۸۶(۲۰۰۷) زمانی که کتاب پیروزی امپراتوری صلح خود را نوشتم به این فکر افتادم که این کتاب قبل از چاپ نیاز به معرفی دارد. با توجه به عدم علاقه جامعه ایران به مطالعه کتاب خصوصا اثر یک نویسنده تازه کار ؛؛ این موضوع تبدیل به یک خوره ذهنی برای من شد زیرا کتاب بر مبنای یک ادعا شکل گرفته است و قصد دارد حاصل یک تحقیق را بصورت تغییرات ناشی از یک راهکار مطرح کند اما قصد ندارد خود راهکار را بیان کند.یعنی اگر راهکار Aانجام شود به نتیجه B منتهی میشود. نویسنده در این کتاب برای برانگیختن حس کنجکاوی خواننده راهکار Aرا نمی گوید در عوض نتیجه یا همان B را توضیح و تشریح میکند. بنابراین کتاب ممکن است خواننده را به صحت موضوع مشکوک کند و احساس کند یک داستان تخیلی است. بنابراین قصد کردم که به گونه ای کتاب را مطرح کنم که منجر به باور بیشتر در خواننده گردد.فکری که در سال ۱۳۸۷(۲۰۰۸) به ذهنم رسید برایم جالب بود. نامه ای نوشتم و در آن از کشورهای سوئد ؛ نروژ ؛ کانادا ؛ سوییس؛ گرجستان؛ عربستان ؛ یونان ؛ هندوستان و پاکستان در خواست نمودم تا اجازه دهند با اندیشمندان شان در زمینه صلح جهانی مناظره فکری داشته باشم. نامه را همراه با یک جلد کتاب به سفارت خانه ها یشان در تهران تحویل دادم ؛ واکنش هر یک از سفارت خانه ها برایم جالب بود نخست اینکه هیچکدام قبول نکردند با سفیر ملاقات داشته باشم که البته جای هیچ شکوه ای نیست .سفارت عربستان تنها از یک دریچه کوچک به من اجازه ارتباط داد و کتاب و نامه را تحویل گرفتند و در مقابل این سوال که لااقل نوشته ای مبنی بر دریافت نامه و کتاب را به من بدهید تنها پاسخ شان (لا) بود. سفارت پاکستان نیز تا کریدور ابتدایی اجازه ورود دادند و نامه و کتاب را گرفتند. سفارت کانادا در مقابل در ورودی با یک برخورد سرد آنرا تحویل گرفتند یونان و سوییس و گرجستان نیز به همین شیوه ؛ تنها سفارت خانه ای که تکه کاغذی مبنی بر دریافت کتاب و نامه به اینجانب داد سفارت هندوستان بود. اما در این بین موضوع سوئد کمی متفاوت بود . در آن موقع سفیر سوئد آقای ماگنوس استدت بود . مرا به داخل سفارت راه دادند خانم ایرانی بعنوان منشی در پشت میز بود و با احترام برخورد کرد قصدم را از مراجعه برایش توضیح دادم او گفت ملاقات با سفیر ممکن نیست اما نامه و کتاب را حتما به او میدهد . او نیز از دادن رسیدی مبنی بر دریافت نامه خودداری کرد. با توجه به اینکه سوئد کشوری سوسیال دمکرات و مدافع شدید حقوق بشر بود بیش از همه از این کشور انتظار رعایت حقوق خود را داشتم اما علیرغم وجود شماره تماس خود در نامه پس از گذشت یک ماه هیچ پاسخی از هیچکدام از سفارت خانه ها از جمله سوئد دریافت نکردم به همین دلیل دو بار دیگر برای دریافت پاسخ مستقیما به سفارت سوئد مراجعه کردم زیرا تقریبا از بقیه نا امید بودم اما از سوئد هنوز نه. در بار سوم خانم منشی گفت اجازه بدهید به مسئولم بگویم و مستقیما با خودشان صحبت کنید اقای میانسال که متاسفانه حافظه ام یاری نمیکند و اسمش در خاطرم نیست او از عدم تمایل سفارت برای همکاری گفت و دست رد کامل به سینه ام زد. برای من این سوال پیش آمد که چرا یک نامه با مضمون واضح با یک زمینه فکری مورد نیاز جهان و یک کتاب حتی به اندازه یک پاسخ تلفنی منفی نتوانسته اهمیت جلب کند اما مسائلی دیگر که گاه آنچنان پر اهمیت نیز نیستند واکنش های جنجالی ایجاد می نماید. پاسخی که برای خود مطرح میکردم این بود که منشی ها و افراد ایرانی مسئول در سفارت؛ نامه و کتاب را به سفیر منعکس نکرده اند اما این فکر هم مرا راحت نمی گذاشت که چگونه مسئولین سفارت بر عملکرد آنها نظارت کامل ندارند این خود موضوع را بدتر میکرد!! اما سوالات زیاد دیگری در ذهن شکل میگیرند که مطرح کردن آنها خوشایند نیست.
امیدوارم ایرانیان خارج از کشور این کتاب را بخوانند . و بدانند که نباید کتاب را از سبد زندگی حذف کرد.انتظار میرود پس از خواندن کتاب مرا به چالش بکشانند و کنجکاوی خود را با سوالات مختلف مطرح کنند نباید فراموش کنیم که بی تفاوتی با مرگ تفاوت چندانی ندارد

دکتر احمد نه چمی ( نویسنده کتاب پیروزی امپراتوری صلح )
@ahmd49

Facebook Comments

درباره ی شکوه ارشادی

سردبیر رادیو آزادگان سوئد

درج نظرات

error: محتویات سایت برای جلوگیری از سرقت خبری تحت حفاظت می باشد
?>